
از شانه های خسته ی من رفته پشت بام نامرد یادی از این نردبان نکرد...
ادامه مطلب
هر شب برای تو منxa0 گریه می کنم منxa0 آن نگاهxa0 کهxa0 یادم نمی رود xa0...
ادامه مطلب
تنها کنار دهکدهمن ماندم و بلوطمن ماندم و خروسمن ماندم و شغالمن ماندم و درخت توت راه باغشاید من و بلوط اشتباه کرده ایمیعنی کلاه رفته بر سر من و بلوط؟!...
ادامه مطلب
وعده ها آمده اندخانه را می سازندکوچه را می روبندآب و گل می رود ازسینه ی فرشپسرک غصه نخوربرو یک عالمه بزغاله بخرو دوباره گلهو دو باره نی و نازپسرک نوک عصایشبه دل خاک دویدآهی از سینه کشید:سیل دیشبپدرم را برده است xa0...
ادامه مطلب
شب و گریه برومتا حرم آبی هاخسته از برکه ام و از همه مرغابی ها...
ادامه مطلب