
از شانه های خسته ی من رفته پشت بام نامرد یادی از این نردبان نکرد...
ادامه مطلب
من به دکان کسی کار ندارم دکه ای را می شناسم که پر است از باران و پراست از میخک دارچین هم دارد بسته بندی است حیا عشق هم آویزان بروم تا آنجا...
ادامه مطلب
غم من نانxa0غم من آبxa0غم من کار پدر در دل مردابxa0غم من کیفxa0غمم کفشxa0غم من کهنه ی دفترxa0غم من چوب عصای کج مادرxa0غم تو چوبه ی اسکیسفر آن سر دنیاxa0غم تو عینک دودیxa0غم تو یک لب دریاxa0غم تو هیچxa0غمت پسته ی یلداxa0...
ادامه مطلب
هر شب برای تو منxa0 گریه می کنم منxa0 آن نگاهxa0 کهxa0 یادم نمی رود xa0...
ادامه مطلب
شب و گریه برومتا حرم آبی هاخسته از برکه ام و از همه مرغابی ها...
ادامه مطلب