
از شانه های خسته ی من رفته پشت بام نامرد یادی از این نردبان نکرد...
ادامه مطلب
وعده ها آمده اندخانه را می سازندکوچه را می روبندآب و گل می رود ازسینه ی فرشپسرک غصه نخوربرو یک عالمه بزغاله بخرو دوباره گلهو دو باره نی و نازپسرک نوک عصایشبه دل خاک دویدآهی از سینه کشید:سیل دیشبپدرم را برده است xa0...
ادامه مطلب
شب و گریه برومتا حرم آبی هاخسته از برکه ام و از همه مرغابی ها...
ادامه مطلب
رهگذر زیاد است روزهاست کسیxa0 از کوچه ی ما نگذشته...
ادامه مطلب
خسته ازجوی های هرجاییبروم تا سرِ چشمهبه به آنجا که آب یک آب استبه به آنجا که جوی یک جوی است...
ادامه مطلب