
از شانه های خسته ی من رفته پشت بام نامرد یادی از این نردبان نکرد...
ادامه مطلب
وبلاگ روزی کلمه درِ دل ها باز می شودxa0 اگر در دلی که متهم بهxa0 خیانت است فقط یک اسمxa0 بود؛ چه؟ !!!xa0...
ادامه مطلب
در کنار خیمه امبی قرارِ بی قرارهای هایِ گریه امانتظارِ انتظاردست های کوچکمنشسته استدر قنوتِ آرزووای وایِ من پدروای وایِ من عمو آمدی پدر ولیچهره ات شکسته استگرد و خاک دیگریبرتنت نشسته استمی روی به سوی خیمه ی عموی منآی؛ مهربان عمونه؛ عمود خیمه را نمی کنیدر سکوتِ گفتگووای وایِ من پدروای وایِ من عمو نیزه ها برای سردشنه ها برای دلتیر، سهم قلب هاچکمه ها به سینه هابند ها و دست هاشعله ها و خیمه هانعل نو برای چه؟!!!مانده ام زجست و جووای وایِ من پدروای وایِ من عمو در مرور بی کسیمن پنا...
ادامه مطلب
در دیده ی اشکبار خود می مانمبر سینه ی داغدار خود می مانممن دست نداده ام که بر گردم؛نهتا مرگ سر قرار خود می مانم...
ادامه مطلب
وعده ها آمده اندخانه را می سازندکوچه را می روبندآب و گل می رود ازسینه ی فرشپسرک غصه نخوربرو یک عالمه بزغاله بخرو دوباره گلهو دو باره نی و نازپسرک نوک عصایشبه دل خاک دویدآهی از سینه کشید:سیل دیشبپدرم را برده است xa0...
ادامه مطلب