کاهگل (شعر)

متن مرتبط با «شب و گریه در کمینه» در سایت کاهگل (شعر) نوشته شده است

ای وای ...

  • نیلوبلاگ

    ای وای اگر آیینه هم به من دروغ گفته باشد...

    ادامه مطلب
  • بانوی گل و ...

  • نیلوبلاگ

    بانوی گل و گلاب زینبای دختر آفتاب زینبای رنج کشِ مسیر تاولدردانه ی بوتراب زینببانوی پناه تازیانهسر سلسله ی طناب زینبخم خورده ز خاک و خون وخنجرزخمی صدای آب زینبخاتون بلند استقامتپوشیده ترین حجاب زینبدشتی ز وفا گرفته در بردستی که شده رکاب زینببا غنچه ی تیر و شیر ولبخندبر دوش سر رباب زینبآیی به وداع آخر ای دوستشوریده به صبر و تاب زینبآه از تل و ندبه و توسلواحمزه و جد و باب زینبآه از حرم و شروع سیلیوای از پسر سراب زینبآه از گِله و عبور و گودالتا هلهله و عتاب زینبآه از دل پاره چشم پر خونداد از جگر کب...

    ادامه مطلب
  • دو چشم ...

  • نیلوبلاگ

    دو چشم دوخته به را ضرب در سه حرف عشق میشود انتظار...

    ادامه مطلب
  • خدا از گوشه ی...

  • نیلوبلاگ

    خداxa0از گوشه ی تختشنگاهی کرد بر پایینجهان زیباتمام آسمان ها خوبکواکب ماهِ ماهِ ماهفقط یک جاکمی چرکینxa0زمین است اینهوایش بدصدایش بدحریم رود هایش بدو جنگل ها پر از آتشxa0بشر یاغیکلاهش کجنگاهش کجسلاحش کجو را...

    ادامه مطلب
  • اولین باد...

  • نیلوبلاگ

    اولین باد زمستان که وزیدxa0آخرین برگ افتادxa0نفس باغ گرفتxa0بغض هر شاخه شکستxa0آخرین پیر که از کوچه ی ما رفتxa0نگفتxa0کوچه ی ما خالیستxa0...

    ادامه مطلب
  • بانو تمام...

  • نیلوبلاگ

    برای حضرت معصومه سلام الله علیهاxa0بانو تمام دهر خَمِ پارسایی اتxa0سارا کنیز کوچه و مریم فدایی اتنه، نه؛ فدای تو موسی بن جعفر استxa0دور است از حریم دیده مقام کجایی اتدریا شکسته گوشه ی موج زیارتتxa0صحرا گرفته ...

    ادامه مطلب
  • هر شب ...

  • نیلوبلاگ

    هر شب برای تو منxa0 گریه می کنم منxa0 آن نگاهxa0 کهxa0 یادم نمی رود xa0...

    ادامه مطلب
  • روزی در...

  • نیلوبلاگ

    وبلاگ روزی کلمه درِ دل ها باز می شودxa0 اگر در دلی که متهم بهxa0 خیانت است فقط یک اسمxa0 بود؛ چه؟ !!!xa0...

    ادامه مطلب
  • گل پشت و رو...

  • نیلوبلاگ

    گلپشت و رو نداردامّا دل، نهروی دلت به روی کیست؟!!! نازنین Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • در کنار خیمه ام ...

  • نیلوبلاگ

     در کنار خیمه امبی قرارِ بی قرارهای هایِ گریه امانتظارِ انتظاردست های کوچکمنشسته استدر قنوتِ آرزووای وایِ من پدروای وایِ من عمو آمدی پدر ولیچهره ات شکسته استگرد و خاک دیگریبرتنت نشسته استمی روی به سوی خیمه ی عموی منآی؛ مهربان عمونه؛ عمود خیمه را نمی کنیدر سکوتِ گفتگووای وایِ من پدروای وایِ من عمو نیزه ها برای سردشنه ها برای دلتیر، سهم قلب هاچکمه ها به سینه هابند ها و دست هاشعله ها و خیمه هانعل نو برای چه؟!!!مانده ام زجست و جووای وایِ من پدروای وایِ من عمو در مرور بی کسیمن پنا...

    ادامه مطلب
  • بیلا جور...

  • نیلوبلاگ

    بیلا جور سیه تالت بکیشم خم پارین و امسالت بکیشم بیلا هر چه خصه های سرزمینهوتاوان چم کالت بکیشم و راس دس وراو زلفت بپیچمو دسه چپ خط و خالت بکیشم بیلا تا کاروان یوسف درارن بچم کرّ چم چالت بکیشم بیلا چوی سرداوا شونت بنورمهناسِ سرد و جامالت بکیشم بیلا تا چوی قتو تا سو بسوزمزرّه پاوین و خلخالت بکیشم تو ویراو زیرّ وهُر دسه مه گرتیمه ویراو خاک وخُل بالت بکیشمتیریکه شاوه حالی کس نیزانه سو ده سر سراو گالت بکیشم برچسبها: شعر ایلام, شعر کردیLet's block ads!...

    ادامه مطلب
  • روی شکسته ترین ...

  • نیلوبلاگ

    روی شکسته ترین دل این روزگار خانه ات را بسازxa0 ولی بدان گسل ها یک روز سخت می لرزند...

    ادامه مطلب
  • نگران بودم ...

  • نیلوبلاگ

    نگران بودمxa0 از این که گل سرخپیش از آن بوته ی خار نتواند که به خورشید رسد که از آن گوشه ی باغ یاس و آلاله و بابونه به من خندیدند برچسبها: گل سرخ...

    ادامه مطلب
  • عروسک سیاهم ...

  • نیلوبلاگ

    عروسک سیاهم دلم برات تنگ شدهاز وقتی که گم شدی کارام همه لنگ شده نمیدونی که بی تو دلم چه بی تاب میشه کاسه ی گود چشام همیشه پر آب میشه چقد برام آوردن عروسکای رنگی نه؛دوسشون ندارم فقط خودت قشنگی کلاغه می گفت تورو تو بغل خار دیده می گفت یکی نصف شب تو رو ازم دزدیده قاصدک اما می گفت اون تو ی جای سرده بهار میاد گل میشه دوباره بر می گرده برچسبها: عروسک, سیاه...

    ادامه مطلب
  • بریدند و ...

  • نیلوبلاگ

    بریدند و دوختند و رفتند حتی فرصت جواب هم ندادندxa0 نامرد ها...

    ادامه مطلب
  • بی وفایی زده ...

  • نیلوبلاگ

    بی وفایی زده آتش به درونم آقادیر گاهی است که یک برکه ی خونم آقاکز و بارانیم و پشت ستونم آقاچه بگویم منم و خوار و زبونم آقامن که این قافله را سنگ صبورم آقابه که گویم که خود از قافیه دورم آقاگر چه همواره بلا بوده تا من بودمخوبی و لطف شما بوده تا من بودمکسری وزن و هجا بوده تا من بودمبین ما شاه و گدا بوده تا من بودمنوکری را که به تقصیر برد آب آقامی شود طعنه ای و خرده به ارباب آقارنگ آبم ؛ به خدا پاک خرابم آقاو خودم را نشکستم که سرابم آقامن فقط پیکره ی رنگ و لعابم آقاآخر تیرگی و زنگ و حجابم آقاخرقه ی...

    ادامه مطلب
  • و صبر می کنم...

  • نیلوبلاگ

    و صبر می کنم تاxa0عشقxa0 همه ی تهمت ها را بشویدxa0 حتی تهمت خود عشق را...

    ادامه مطلب
  • و برگ برگ ...

  • نیلوبلاگ

    و برگ برگ شقایقبه دست باد افتادچقدر دیر گرفته استای خداباران...

    ادامه مطلب
  • بنوش ...

  • نیلوبلاگ

    بنوش مهربان منحسن از زهرو زهر کینهجواب مهربانی است آقا...

    ادامه مطلب
  • بدترین روز خدا ...

  • نیلوبلاگ

    بدترین روز خداآن روزی استکه کسی یاد تو نیستو کسیچشم به راهت هم نیستیعنی آن روز که انبوه نگاهت مانده استو خریداری نیستعصر یک تنهاییتو و رنج و بارانتو و آه و اندوهو ترک های بلندروی لب های دلت افتاده استو تو باید لبخند بزنی با همه بدبختی ها...

    ادامه مطلب